باز جویی

قیافه ام تابلو شده بود

گفتند :چی میکشی

گفتم :چیز خاصی نمیکشم

یه کم  از روزگارمیکشم

یه کمی هم دردمیکشم

هرموقع هم عشقم بکشه نفس میکشم

گفتند :نه چی میزنی

گفتم :خودم که چیزی نمیزنم

ولی

دلم شور میزند

چشمانم تار

گفتند :نه یعنی چی مصرف میکنی

گفتم :هان...زندگی مصرف میکنم