آوازه ی جهان




درست یادم نیست
تو با ازدحام جهان
نسبت خود را گم کرده بودی
پشت طاق­ های رکوع
بی صفا
از ابراهیم پرسیدی
این آوازه­ ی جهان
رگ خوابش کجاست؟

صدای زندگی


من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن

من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین

رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ

هر کجا برگی هست شور من می شکفد

مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن

{سهراب سپهری}

آسمان مال من است




هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچهای غربت؟

{سهراب سپری}

ای روشنایی

دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است ...

"اخوان ثالث"


04.jpg