خدایا ...!
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیره ،
نگاهم را به سوی تو و آسمون می گیرم ،
و آنقدر با تو درد دل می کنم ،
تا کم کم چشم ایم با ابرهای بهار مسابقه می گذارند .
و پس از اون که قلبم سبک می شه .
تو می آیی و تمام فضایی دلم را پر می کنی .
آن وقت دیگر آرام می شم .
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تونه مرا از پای دربیاره ،
چون تو را در قلبم دارم
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیره ،
نگاهم را به سوی تو و آسمون می گیرم ،
و آنقدر با تو درد دل می کنم ،
تا کم کم چشم ایم با ابرهای بهار مسابقه می گذارند .
و پس از اون که قلبم سبک می شه .
تو می آیی و تمام فضایی دلم را پر می کنی .
آن وقت دیگر آرام می شم .
و احساس می کنم هیچ چیز نمی تونه مرا از پای دربیاره ،
چون تو را در قلبم دارم
+ نوشته شده در شنبه ۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:22 PM توسط آوا
|