دلم تنگ می شـود گاهـی ...
برای يک دوستت دارمِ سـاده !
دو فنجـان قهــوه ی داغ !
سه روز تعـطيلی در زمسـتان !
چـهار خنـده ی بلنــد !

و پنــج انگشـتِ دوست داشتـنی !
که لابلای انگشتانم جای گیرد...
n