سقوط.....

سیـب از درخت افتاد… ستــاره از آسمـان… تــو از دماغ فیــل… من از پل صـراط… گاهی فرقی نمیکند از کجا… سرنوشت مشترکی ست… ســـقــــوط…

***

یادمان باشد قصه کودکانمان را با یکی بود یکی نبود اغاز نکنیم...

از ابتدا به انها بیاموزیم که اگر یکی نباشد دیگری هم نیست...!


 

حــرفـــهــاي دلــتــنگــي . . .



میگفت پاے رفتـטּ ندارم …

با سر رفت …






CategoriesCategoriesCategories






یـہ وقتایے یه کسایے رو

تو زندگیموטּ راه میدیم

که ماماטּ باباهاشوטּ

تو خونـہ بـہ زور راشوטּ میدادטּ !



خنجر

وقتی از پشت

 خـَ ـنـ ـجـ َ ـر 

زدی

فـَ ـهـ ـمـ ـیـ ـد َ ـم

هنوز به

چـَـ ـشـ ـمـ ـا نـ َ ـم

مبتلایی

...

چقدر سخته



چقـבر تلخه بــه هـمه آرامش بـבے

ولی وقتی

خوבت یه شونـه ے گرم بـراﮮ בلتـنگیهات بخــواﮮ


هیـچ کس کنارت نباشه بهت آرامش بـבه...!


خيلي سخته مگه نه؟

فالگیر

ای فالگیر کوچک خوش لهجه
در دستهای گنگ بلاتکلیف دنبال ردپای کدامین غریبه ای؟
 این بغض های سرزده معنا نمیشوند
 زحمت نده زمین و زمان را....
در من مسافریست که هرگز نمیرسد......