خواستن...

هرجا که میبینم نوشته است:
"خواستن توانستن است"
آتش میگیرم!
یعنی او نخواست که نشد!؟

هرجا که میبینم نوشته است:
"خواستن توانستن است"
آتش میگیرم!
یعنی او نخواست که نشد!؟
دریا نیز غرقش که می شوی پس ات می زند …!

چه فرق میکند عاشق تو باشم یا رنگین کمان؟؟
هردوتان هفت خطید.......

نابينـــ♥ــــا به مـــــــ♥ـــاه گفت : دوســـــ♥ـــتت دارم
نابيـــــــ♥ــــنا گفت : چون نمي بينـــــ♥ــمت دوستــــــ♥ــــــت دارم .
نابــــــ♥ـــينا گفت : اگر مي ديدمـــ♥ـــــت عاشق زيباييــــــ♥ــــت مي شدم
عاشـق خودت هســـ♥ــــتم
چه اشتباه بزرگیست ...
تلخ کردن زندگی خود
برای کسی که در دوری مـا
شیرین ترین لحـظات
زنـدگیش را سپری می کند ...
دلم را با نگاه سردش و کمرم را با رفتنش !

گـاهی سـنگــدل تـریـن آدم دُنیـا هـم که بـاشی، یـک آن
یـاد کـسی روی قـفـسه سیـنه ات
ســنگــینی میکــنــد...
.
.
آنوقــت به طــور کـاملا غریزی،
نـفــس عمیـقی میکــِشی
.
..تـا ســَنگ کـــوب نـَکـُنی..!

یه رابطه از اونجایی خراب میشه که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش . . .
.
.
سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .
.
.
تنهایی یعنی :
ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !
.
.
می دانی ... !؟ به رویت نیاوردم ... !
از همان زمانی که جای " تو " به " من " گفتی : " شما "
فهمیدم
پای " او " در میان است . . .
.
.
تنها شادی زندگی ام این است كه هیچ كس نمی داند تا چه حد غمگینم!
.
.
هم چنان حالم خوب نیست !
حسین پناهی








دیدم طــاقت شنیدن اسم هایی ک می گویی را ندارم..... 

دلــم حـضـور مــردانــه می خــواهــد
...نـــه اینـکـه مــرد بــاشـد
، نه
...مــــردانــه بـاشـد،
حــرفـش...
قــولــش...
فــکــرش...
نـگـاهـش...
قـلـبـش...
و ...آنــقــدر مــردانــه
کـه بـتـوان تا بـیـنهـایــت دنـیــا بـه او اعـتــمــاد کــرد
بــــــارهـــا میتـــ ــوانســتم مُــ ـچــت را بگیـــ ــرم
ولـــــ
ی دستـت را محکمــتـــ ــر گـــــرفتــ ـــم
بـعـضـیـها
بـهـتـر اسـت در حـدِّ یـک آرزو بمـــانـنـد
بــرآورده شـُدنـشـان
بـه بـــهــای شــکـسـتـن دلــــت
تـمـام میــشـود

این روزها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم ، گاهی تو را به خواب ببینم !
بگذار در خیال تو باشم !
بگذار . . .
بگذریـم !
.
.
.
مـی دانـم !
تـو کـه بـاشـی
یـک ریـز شـعـر مـی گـویـم
مـن از چـشـم هـای تـو
شـعـرهـایـم را کِـش مـی روم

زیر بارانم بی چتر … تنها بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ام همراه ابرها ، اما …
تابلوی قشنگی شده ایم : من و جاده و باران !