آدمی غرورش را خیلی زیاد
شاید بیشتر از تمام داشته هایش
دوست می دارد
حالا ببین اگر خودش
غرورش را به خاطر تو نادیده بگیرد
چقدر دوستت دارد
و این را بفهم آدمیزاد...

به چشم هایت بگو...

انقدر برای دلم...رجز نخوانند...

من اهل جنگ نیستم....

شاعرم...

خیلی که بخواهم گرد و خاک کنم...

شعری می نویسم...

آنوقت...

اگــــــــــــــــــــــــــــر توانستی...

مرا در آغوش نگیر...

دیگر قهوه تـُـرک دم نمی کنم
رنگ چشم های توست!
سیگــــار روشن نمی کنم
طعم لب های توست!
آتش بـپا نمی کنم
تصویر نگاه های توست!
من به قهوه،سیگـــار،آتش معتادم!
نمی توان تورا ترک کرد....!!!
 

خيلي ديره ؛ وقتي كه تازه مي فهمي اوني كه از همه ساكت تر بود ، بيشتر از همه دوستت داشت ، ولي …. تو حواست به شيرين زبوني يه عشق دروغي بود . . .

چـــه کـــسی میخواهـــد مـــــــن و تـــــــــو ، ما  نشــویمــ

بهــش تبریــک میگمــ ....

به هدفــــش رسیـــــــــــــد

کـــافـــه...مشـــروب...

شــعــــر...

سیــگـــار...

هرزگـــــی...

بـغـــــــض...

ضــــجـه..شــب...گـریـــه..دعـــا...

خــــــدا ...

لـعنتـی تـو بـا چه چیزی فرامـــوش مــی شـوی...؟؟!!!

دمش گرم !!
باران را می گویم
به شانه ام زد و گفت :
خسته شدی ؟
امروز را تو استراحت کن ، من به جایت می بارم !!