♥ღ♥keep moving forward♥ღ♥

اكثر دانه ها هرگز رشد نمي كنند

پس اگر واقعا مي خواهيد چيزي اتفاق بيفته بهتره

بيش از يكبار تلاش كنيد  . 

+ تاریخ یکشنبه 27 مهر1393 ساعت 6:37 PM نویسنده آوا |

 

سلـــــــام دوستان گرام............

 

امروز آزمون دادم.......ترازم4700 شد.........

فک کنم واسه بار اول بد نبود..........

ولی خودم اصلا راضی نبودم.....

باید تلاشمو بیشتر کنم...!!!!!!

+ تاریخ جمعه 25 مهر1393 ساعت 8:30 PM نویسنده آوا |

 

سلام به همه ی دوستای گلم......

هفته ی آینده اولین آزمونم رو میدم......

چند شب پیش بحث ثبت نام کنکور بود.....

یه خورده استرس پیدا کردم.....

فقط8 ماه وقت دارم.......از اول مهر ساعت مطالعه ام رو بیشتر کردم....

خوب دارم پیش میرم.....امیدوارم تا آخرش همینجور باشه....

این یه هفته نت نمیام.....ولی شما حتما نظر بزارید...!!!!

+ تاریخ پنجشنبه 17 مهر1393 ساعت 12:31 PM نویسنده آوا |

برایان تریسی:

هنگامی که احساس میکنید

کارهای زیادی است که باید انجام دهید

و وقت کافی هم برای انجام دادن آن ها ندارید

به خودتان یاد آوری کنید که

تمام کاری که میخواهید انجام دهید

تمــــــــــام کاری است که میـــــــــتوانید انجام دهید!!!

 

+ تاریخ پنجشنبه 17 مهر1393 ساعت 12:25 PM نویسنده آوا |



 

همان باشید که میخواهید ،

اگر دیگران آنرا دوست ندارند ، بگذارید دوست نداشته باشند ،

"خوشبختی یک انتخاب است"

زندگی ، راضی نگه داشتن همه نیست ... :)

 

+ تاریخ دوشنبه 7 مهر1393 ساعت 10:40 PM نویسنده آوا |

اگه رویایی داری باید ازش محافظت کنی

 مردم نمی تونن خیلی کارها رو بکنن

دوست دارن تو هم نتونی

اگه یه چیزی رو می خوای

باید به دستش بیاری

مکث نکن...

 

+ تاریخ دوشنبه 7 مهر1393 ساعت 10:29 PM نویسنده آوا |


اگر خدا آرزویی در دلت انداخت

 

بدان که توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است

پس به راحت ادامه بده

+ تاریخ دوشنبه 7 مهر1393 ساعت 10:24 PM نویسنده آوا |

 

 

چه کسی می داند که

تو در پیله ی تنهــایی خود تنهــایی ؟؟!

چه کسی می داند که تو

در حسرت یک روزنــه در فردایـی ؟؟!

پیله ات را بگشــا .....

تو به اندازه پروانــه شدن زیبــایی ...

+ تاریخ پنجشنبه 3 مهر1393 ساعت 11:53 AM نویسنده آوا |

ســــــــــــــــــــلام به همه دوستای گلم!!!!!!!!!!!!!!!!

ببخشید اگه دیر به دیر میام............

دارم واسه کنـــــــــــــکور میخونم.............................

تقریبا10 ماه وقت دارم،،،امیدوارم بتونم به اون چیزی که میخوام برسم!!!!

التماس دعا....

+ تاریخ شنبه 18 مرداد1393 ساعت 12:29 PM نویسنده آوا |

می دونید چیه؟

آدما وقتی دنیا میان خدا به دستشون یه قلم میده و یه کاغذ آدما از همون کودکی هر بر داشتی که از هر اتفاقی دارنو می نویسن.

مثلا کودکی که تو خوانواده ای بزرگ شده که مدام مورد تشویق قرار می گیره برداشتش از زندگی پر هستش از افکار مثبت و سازنده.

کودکی هم که با دیگران مقایسه میشه برداشتش از زندگی پر هست از افکار منفی.

می بینید به نظر می رسه که مادر پدرامون بشتر از خودمون تو زندگیمون نقش دارن...

اما نه این انصاف نیست اگه این طور بود که دیگه نمی شد به خدا گفت عادل، خدای خوب و مهربونی که عاشق ماست فکر همه جا رو کرده اون خوب می دونسته که شاید به یه کودک اشتباه زندگی کردنو یاد بدم برای همین هم مدادی که دست ما داده یه پاک کن هم سرش داره.

اما یادت باشه دوست من وقتی کودکی بزرگترا افکارتو شکل میدن وقتی هم که بزرگ میشی پاکنت ممکنه که از کار افتاده باشه برای همین هم بهترین زمان برای این که خودتو بسازی همین الانه.

تو می تونی خودپنداری خودتو تغییر بدی.

شخصیت تو برگرفته از اتفاقای تو زندگیت نیست بلکه برگرفته از برداشت های تو از اتفاقای زندگیته.

مثلا وقتی که تلاش میکنی و بازم یه نمره ی بد میگیری میتونی با خودت بگی باید بشتر تمرکز کنم یا این که بگی من نمی تونم پس دیگه تلاش نمی کنم.

دوست من دیگه کافیه دیگه نزار افکاری که دیگران بهت تلقین کردن زندگیتو تو دستشون بگیرن حالا وقتشه که تو فرمانروایی زهنتو به دست بگیری.

خدای خوب و مهربون وقتی که به دنیا میای همیشه وهمه جا نگرانته آخه دوست داره تو اون قدر بزرگ بشی که دوباره به هم برسید. اون منتظره دیدار توست.

 

پیامبر اکرم می فرماییند:

 

مَن تَعَلَّمَ فى شَبابِهِ كانَ بِمَنزِلَةِ الوَشمِ فِى الحَجَرِ وَ مَن تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبيرٌ كانَ بِمَنزِلَةِ الكِتابِ عَلى وَجهِ الماءِ؛

 

هر كس در جوانى اش بياموزد، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس در بزرگ سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است.

 

 

s6q1f3p795ksgj3umdhk.jpg 

 

 

+ تاریخ شنبه 18 مرداد1393 ساعت 12:6 PM نویسنده آوا |

15 سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش بسته
بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود
کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
«بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست...
تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:

«به تو خیانت می کنند، تو مکن.
تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
تو را می ستایند، فریب مخور.
تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش…
آنگاه از ما خواهی بود»…


دیگر، نایی در بدن ندارم؛
خداحافظ دنیا.
+ تاریخ دوشنبه 26 خرداد1393 ساعت 5:57 PM نویسنده آوا |

 

باز هم بلــند شو ....

ایستـــادن کسی که زمینـش زده اند؛

از کســی که به زور سر پایش نگه داشته اند،

زیبــــاتر است...

 

+ تاریخ دوشنبه 26 خرداد1393 ساعت 5:50 PM نویسنده آوا |

مرد آمده بود چیزی بگوید

سرفه امانش نداده بود


چه می‌توانست بگوید


وقتی تمامِ فهمِ یک شهر از جانباز


سهمیه دانشگاه است

وبعد از شهادت،شاید اسم یک کوچه...!!!
+ تاریخ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ساعت 5:27 PM نویسنده آوا |

حق

  گرفتنی هست باید تلاش کرد .  

+ تاریخ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ساعت 5:23 PM نویسنده آوا |

سـخت است...
سخت است درک کردن
دخــتری که غم هایــ را
خودش میــداند و دلش ...
که همه تنـــها لبـخندهایش را میبینند ؛
که حسرت میـــــخورند
بـــخاطر شاد بودنـــش ...
بخاطر خنده هایــش ...
هیـچکس و ....
جز همان دختر نمیــ داند چقدر تنهاسـت ...
که چقدر میــــترسد ...
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یــخ زدن احساس و قلبـش ...
از زندگی ...
+ تاریخ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ساعت 5:5 PM نویسنده آوا |


خدایا...

گله نمیکنم

ولی کاسه ام را آنقدر خالی دیده ای که هرچه خواسته ای در کاسه ام میگذاری؟

+ تاریخ دوشنبه 15 اردیبهشت1393 ساعت 5:0 PM نویسنده آوا |

گــآهـِـﮯ ͦ بـآیــבَ ͦ بـِפֿــَــنــدِﮯ .:.:.
بــآ ͦصــِدآﮯ ِ ͦبــُلـَنـב
ڪـِـه ͦ ڪــَر ͦشَــوَב ͦ آسِــمــآטּ
وَ فــَریـآב ͦ بـِـزَنــﮯ בُنیــآ ͦ ..
نـآمـَـرבَم ͦ اَگـِـه بـآ ͦ ایـِטּ صِــבآﮯ ͦפֿــَـنــבِه ͦ نَــرَقـصـــونَـمــتــِـــ

+ تاریخ چهارشنبه 27 فروردین1393 ساعت 7:38 PM نویسنده آوا |

بپیچـوטּ ;
وَلـے نـَ کِسے رو کـِ خـودِش جـاده چالوسـه


♣═══¤۩❤۩ஜAvAஜ۩❤۩¤═══♣

+ تاریخ چهارشنبه 27 فروردین1393 ساعت 7:33 PM نویسنده آوا |

==========√♥♥♥√===========

زלּـבگــے مثل آب تـפے لیـפاלּ ترڪ خـפرבه مــے مـפלּـہ


[ بخـפرے تمـפҐ میشـہ ]


[ לּـخـפرے حـرפҐ میشـہ ]


از زלּـבگیـت لـذت ببـر،


چـפלּ בر هـر صـפرت تمـפҐ میشـہ !

+ تاریخ جمعه 2 اسفند1392 ساعت 2:19 PM نویسنده آوا |


صبح که از خواب بیدار شد

رو سرش فقط سه تار مو مونده بود!

با خودش گفت: هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود!

هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم! این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت! پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود! اوکی امروز دم اسبی میبندم!

همین کار رو کرد و خیلی بهش میو...مد! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!

فریاد زد: ایول!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! .........

همه چیز به نگاه تو بر میگرده ...

هر کسی داره با زندگیش میجنگه ...

پس سعی کن با مشکلاتت کنار بیایی ... !

+ تاریخ چهارشنبه 30 بهمن1392 ساعت 3:10 PM نویسنده آوا |

• بہ سـَــلــ ـآمـَـتـــے פֿــوכِمــوלּ ڪہ ...

مــَـرכ نـیـسـتـیـــҐ !!!

اَمـّـ ـآ اَز פֿــِـیـلــے مـَـرכهــ ـآ ...

مـــَـــرכ تــَـــریـــҐ !!!
+ تاریخ دوشنبه 28 بهمن1392 ساعت 6:44 PM نویسنده آوا |



ﻣـטּ ﺳﻼﻣﺘـے ﺧﻮﺩﻡُ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡُ و شمــا دوستــام و
ﺍﺯ ﺧـــ❤ـــﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ . . .
ﻧﻪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﭘﯿکــ ﻋﺮﻕ ﺳﮕـے !

+ تاریخ جمعه 18 بهمن1392 ساعت 6:11 PM نویسنده آوا |

خـدایــ‌ـ ـا ...
ندارم ... نـدارم
تـحـَمـلِ ایـن هـمـ ـﮧ درد رآ
وقـتــی هـمــﮧی دنـیـآ رآ بـُرده ای یــڪـــ طُـرفــــ و مــن تـنـهـآ، یــڪـــ طـرفــــ


+ تاریخ جمعه 18 بهمن1392 ساعت 6:3 PM نویسنده آوا |

مَـغـرور بــآش


בور اَز בستـرس


مـُبهَـم و


سـَرسـَنگیـטּ


خـآڪے ڪــﮧ بـآشے آسفـآلتت مے ڪننـב


و اَز رویَــت رَב مے شـَونـב ...!!!

+ تاریخ جمعه 18 بهمن1392 ساعت 5:53 PM نویسنده آوا |

گمنامی تنها برای کسانی دردناک است

که برای دنیا کار می کنند !

و گرنه همه چیز در " گمنامی " است

شهید آوینی

+ تاریخ یکشنبه 6 بهمن1392 ساعت 9:0 PM نویسنده آوا |


[ کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا:(( ]

چه میدانی تو از امروز ، چه میدانم من از فردا

همین یک لحظه را دریاب

که فردا میشویم

تنهای تنها...
+ تاریخ یکشنبه 6 بهمن1392 ساعت 8:30 PM نویسنده آوا |

جا موندم از خیلی چیزها...
از خودم...!
از زندگی..!
خنده های از ته دل...!
....باید دوباره شروع کنم.....

+ تاریخ یکشنبه 6 بهمن1392 ساعت 8:6 PM نویسنده آوا |

+ تاریخ دوشنبه 30 دی1392 ساعت 3:23 PM نویسنده آوا |



یک عمر زمستان را به خاطر کفش هایم دوست نداشتم


حسین پناهی
+ تاریخ دوشنبه 30 دی1392 ساعت 3:3 PM نویسنده آوا |

واســــه مـن خـــــواستن ,

                    یعنــــى داشتن !

                                   اگــه نــدارمت , 


             بدون نخــــواستمت !

+ تاریخ دوشنبه 30 دی1392 ساعت 3:2 PM نویسنده آوا |